تبليغاتX
مهدی عَجَ اللهُ تَعالَی فَرَجُه الشَریِف

مهدی عَجَ اللهُ تَعالَی فَرَجُه الشَریِف
 
شرح عشق زهرای فاطمه
و چه تو بخواهی و چه غمگین شوی

من هنوز هم دلم سوی زیبای تو می رود

می رود و می ماند منتظر

منتظر  آنجا یادت هست

آن تک درخت کنار . . .

آنجا که آن درخت به خود می بالید از بودن در کنار تو

و من حسرت می خوردم که چرا به جای او نیستم

هنوز هم حال و هوای آن روزها . . .

گفته بودی منتظرم هستی

ولی من . . .



نوشته شده در تاريخ یکشنبه 17 آبان1388 توسط منتظر مهدی فاطمه

معمولاً هستی و زندگی را مرادف هم بکار میبرند. اگر گفته شود من هستم و یا آن موجود و یا جسم هست، مفهومی را که هستی در این جملات ارائه میدهد، عین زندگیست. در حالیکه هدف گوینده در یک مورد "زندگی" و در مورد دیگر "موجودیت " است. این تداخل مفهوم تاحدیست که در اکثر زبانهای رسمی ملل متحد چون انگلیسی و فرانسوی که بدون شک زبانهای تکنولوژیک و فلسفی عصر نیز به شمار میروند، در هردو مورد کلمهء وی در فرانسوی و لایف در انگلیسی کاربرد دارند. کلمهء اکزیستانس که در هردو زبان، با تلفظ متفاوت ازهم بکار برده میشود، به مفهوم وجود است و وجود نمیتواند به تنهائی مفهوم زندگی را ارائه نماید.   

زمانیکه میگیوئیم تابلو وجود دارد، این جمله مفهوم وجود مادی ـ فیزیکی تابلو را بیان میکند، نه مفهوم زنده بودن تابلو را. به همین دلیل، در زبان فارسی، مفهوم وجود تابلو به دوگونه بیان میشود. یا میگوئیم تابلو وجود دارد یا اینکه تابلو است. اگر این است را هست بنویسیم اشتباه است. در نتیجه میتوان گفت که در این مورد خاص، زبان فارسی غنی تر است تا زبانهای فرانسوی و انگلیسی.

یادآوری این مطلب، جستجوی برتری زبانی بر زبان دیگر نیست؛ زیرا کلمات بسیاری در زبانهای انگلیسی و فرانسوی با ارائهء مفاهیم خاصی، بخصوص در ساحهء تخنیک و تکنولوژی، وجود دارند که مرادف آنها را نمیتوان در زبان فارسی سراغ کرد. هدف از بیان این مطلب بکارگیری عام کلمهء هستی است که بدون تفکیک با وجود فیزیکی و زندگی داشتن مورد استعمال دارد. 

برای توضیح مطلب مثالی را در مورد هستی خداوند در نظر میگیریم:

اگر گفته شود خداوند هست، این هست مبین حیات و وجود حداوند متعال است.  اما اگر گفته شود خداوند زنده است، اشتباهء محض است و در هیچ زبانی خداوند زنده است، گفته نمیشود. نتیجتاً صحت کلمهء هستی به جای زنده بودن درمورد خداوند مبین تفاوت مفاهیم هستی و زندگیست که ما حتی در زبان فارسی، باوجود این تفکیک، در موارد غیر از وجود خداوند کمتر به آن توجه نموده ایم.



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 4 آبان1388 توسط منتظر مهدی فاطمه

دل گرفته

بزار بمیرم برم از پیش تو

بزار سرنوشتت بدون من رقم بخوره

بزار مثل برگ پاییزی برات فقط یه صدای خش خش باشم

بزار مثل باد پاییزی فقط صورتت رو لمس کنم

مثل یک بچه فقط بهم بخند بدون هیچ غل و غشی شاد شاد



نوشته شده در تاريخ یکشنبه 3 آبان1388 توسط منتظر مهدی فاطمه

گفتی عشق . . .

حیران ماندم در این عشق . . .

گفتی بمان . . .

ماندنم تنهاترم کرد . . .

رفتم . . .

باز هم تنها تر شدم



نوشته شده در تاريخ یکشنبه 3 آبان1388 توسط منتظر مهدی فاطمه

خسته از بازی . . .

خسته از همه چیز . . .

خسته از زل زدنهای الکی . . .

خسته . . . . 

چکار کنم . . .



نوشته شده در تاريخ شنبه 2 آبان1388 توسط منتظر مهدی فاطمه
خواستم بدونی

امام صادق - علیه السلام -
در این مورد فرموده اند :
« شیعیان ما در حکومت
قائم - علیه السلام -
سروران و زمامداران زمین
و فرمانروایان آن هستند و
به هر کدام قدرت و نیروی
چهل قهرمان داده می شود
___________________

کاش که ما هم با یاران مهدی
همراه باشیم
منتظر مهدی موعود اگر قابل باشم

________________
از مهر و محبت علي هستي ماست
گل چيني اين بهار تردستي ماست
دل ساغر و مهر ساقي و كوثر، مي
از ميكدۀ غدير خم مستي ماست
_________________
جلوه گر شد بار ديگر طور سينا در غدير
ريخت از خم ولايت مي به مينا در غدير
رودها با يكديگر پيوست كم كم سيل شد
موج مي زد سيل مردم مثل دريا در غدير
هدية جبريل بود «اليوم الكملت لكم»
وحي آمد در مبارك باد مولي در غدير
با وجود فيض «اتممت عليكم نعمتي»
از نزول وحي غوغا بود غوغا در غدير
بر سر دست نبي هر كس علي را ديد گفت
آفتاب و ماه زيبا بود زيبا در غدير
بر لبش گلواژة «من كنت مولا» تا نشست
گلبن پاك ولايت شد شكوفا در غدير
«بركة خورشيد»‌ در تاريخ نامي آشناست
شيعه جوشيده ست از آن تاريخ آنجا در غدير
گر چه در آن لحظة شيرين كسي باور نداشت
مي توان انكار دريا كرد حتي در غدير
باغبان وحي مي دانست از روز نخست
عمر كوتاهي ست در لبخند گلها در غدير
ديده ها در حسرت يك قطره از آن چشمه ماند
اين زلال معرفت خشكيد آيا در غدير؟
دل درون سينه ها در تاب و تب بود اي دريغ
كس نمي داند چه حالي داشت زهرا در غدير
__________________

خدایا! به هرکه دل بستم تو دلم
را شکستی...

...عشق هرکس را که به دل
گرفتم تو از من گرفتی

هرکجا خواستم که دل مضطرب
و دردمندم را آرامش تو یکباره
همه را برهم زدی و در میان
طوفانهای وحشتزای حوادث
رهایم کردی تا هیچ آرزویی
در دل نپرورانم و به هیچ
چیز امیدی نداشته باشم،
خدایا! تو اینچنین کردی تا
به غیر از تو محبوبی نگیرم،
و به جز تو آرزویی نداشته
باشم، و جز تو به چیزی یا
به کسی امید نبندم و جز
در سایه توکل به تو آرامش
و امنیت احساس نکنم،
خدایا تو را بر همه این نعمتها
شکر می کنم

شهید دکتر چمران
________________
مطالب شخصی
_______________
و امروز تو پیشم هستی
_______________
نمی دونم باید باور کنم
یا نه بازم توی رویا هستم
ولی من که منتظرت بودم
عین یه عاشق ساده
بازم تو اومدی عین یه عاشق
من هنوزم منتظر نگاه عاشقانه ات
تو منتظر گفتن دوستت دارم من
دیوونه را آخر این همه زجر
بازم من توی عشق پیروز شدم
ای الهه عشق زیبا
می ستایمت چون عاشقان
دوستت دارم چون تو گفتی
عشق را آموختم چون تو یادم دادی
به تو عشق می ورزم چون...
دوستت دارم...
-------------------------
روز اول-- 83.9.23
روز دوم--66.12.12
روز چهارم--84.11.24
روز پنجم--85.6.13
روز ششم -- 86.1.17
روز هفتم - - 87.1.28
روز هشتم --09/05/87
روز نهم --20/07/87
روز دهم - 29/08/87
روز یازدهم-02/09/87 روز بوسیدن
روز دوازدهم -24/10/87بهترین روز زندگی
روز سیزدهم - 23/11/87 بازم رفتی
روز چهاردهم -03/03/88 اومدی


Blog Skin